Seyed Rasoul Mousavi

آوریل 14, 2012

مشروعیت نامشروع

Filed under: مقاله — برچسب‌ها: , , — سید رسول موسوی @ 6:21 ب.ظ.

دوستان یا دشمنان !هر چند که هزاران کشته و وضعیتی به راستی بحرانی، حاصل چهارده ماه درگیری در سوریه است، اما نشانه‌ها حاکی از این هستند که راهی برای سقوط بشار اسد توسط کشورهای غربی پیدا نشده و اپوزیسیون این کشور نیز قدرت کافی برای سرنگونی اسد را ندارد. در کنار آن، غرب نیز در کنار عربستان و هم‌پیمانان منطقه‌ای آن نمی‌تواند به شکست در این نقطه استراتژیک تن داده و به محور روسیه، چین و ایران امتیاز دهد؛ چرا که بعد از این همه تلاش، باقی ماندن اسد بر قدرت با از دست رفتن کامل رشته امور در خاورمیانه برای غرب مترادف است.
شش سال قبل و در بحبوحه جنگ اسراییل و حزب‌الله، کاندولیزا رایس وزیر خارجه وقت آمریکا سخنانی تاریخی بر زبان آورد و از «به دنیا آمدن خاورمیانه جدید» سخن گفت. بسیار دور از انتظار و نامعقول است که این طرح به کلی به بایگانی رفته باشد. حال و پس از شکست نسبی غرب در سوریه و در شرایطی که وضعیت بیشتر از هر زمان دیگری بیانگر احتمال باقی ماندن اسد بر قدرت است، نگاه‌ها همه متوجه ایران شده و تهدیدات علیه تهران روز به روز افزایش می‌یابد.

دو پاراگراف فوق جمع بندی مفاله ویژه ای است که درتاریخ 5 آوریل توسط خبرگزاری رسمی فرانس پرس منتشر شد .این مقاله از ابعاد مختلف شایان توجه است خصوصا آن که مروری دارد بر تحولات جهان عرب در یکسال گذشته و به صراحت اهداف استراتژیک قدرتهای بزرگ را از چگونگی رویکردشان به تحولات جهان عرب را بازگو می کند . توجه اصلی این نوشته بر مقاله یادشده نیست هرچند که این نوشته از نتیجه گیری آن مقاله شروع می شود.

در یک سال گذشته بارها این موضوع را از زبان رهبران امریکا، فرانسه و انگلیس شنیده ایم که رژیم سوریه مشروعیت خود را ازدست داده و باید بشار اسد قدرت را به مخالفین واگذار کند و این در حالی است که واقعیتهای صحنه نشانه های دیگری دارد.البته اگر نظر جوئن لینز را بپذیریم که مشروعیت سیاسی امری نسبی است و هیچ رژیم سیاسی  را نمی توان یافت که مورد قبول تام و تمام آحاد مردم خویش باشد حرفهای مطرح شده در خصوص اسد می تواند به همان میزان صحیح باشد که درباره سارکوزی و مرکل و اوباما و دیگران مطرح شود.البته منکر تفاوتهای فرهنگی ؛ اجتماعی و سطح توسعه سیاسی در جوامع مختلف نمی توان شد ولی به لحاظ نظری ملاک مشروعیت و مقبولیت سیاسی امری کاملا نسبی است و اظهارت سیاسی سیاستمدران نمی تواند ملاک ارزیابی باشد و باید برای داوری در این خصوص ملاکهای عینی جستجو کرد.

لازم است در همین ابتدا بر این نکته روشنی اندازیم که بحث ما درباب مشروعیت با رویکرد سیاسی است و آن را ترجمهLegitimacy  دانسته و در این نوشتار ان را برگرفته شرع نمی دانیم. در عرف سیاسی مشروعیت توجیه عقلانی اعمال سلطه و اطاعت است و این بحث را تبیین می کند که بر اساس چه مجوزی شخص با گروهی حق دارد یا مجاز است بر دیگران حکومت کند و چرا باید اطاعت از دستور های حکومت را لازم دانست ؟ به این سوالها فیلسوفان و اندیشه پردازان سیاسی و جامعه شناسان پاسخهای متعددی داده اند و ابعاد گوناگون مشروعیت را تشریح و تبیین کرده اند که در میان آنها می توان ماکس وبر را سرآمد اندیشه پردازی در عرصه مشروعیت دانست .

وبر در کتاب اقتصاد و جامعه خود سه نوع سلطه مشروع را شرح می دهد و مبانی و منابع مشروعیت را در سه شکل مشروعیت سنتی ،مشروعیت قانونی و مشروعیت کاریزمایی ( فرهمند ) باز می شناسد.از نظر وبر مبنای مشروعیت سنتی قداست و برتری سنتهای موجود در جامعه است که سلطه کسانی را که بر اساس سنتهای معتبر موجود در جامعه به قدرت می رسند مشروع می داند . حال این سنتها سلطنت به ارث رسیده باشد یا نوع دیگری از فرمانروایی که عرف اجتماعی آن را می پذیرد. در نوع دوم مشروعیت وبر مشروعیت قانونی را معرفی می کند که سرشت عقلایی دارد و بر اساس اعتقاد به قانونی بودن مقرراتی که به شیوه عقلایی وضع می گردند استوار است و رهبران مشروعیت دارند چون بر اساس قانون تعیین شده اند و سرانجام نوع سوم مشروعیت وبر مشروعیتی کاریزمایی است که به کیفیت استثنایی شخصیت رهبر می پردازد و چون رهبری فرهمند ظهور می کند اطاعتش توسط مردم با صمیمیت مورد پذیرش قرار می گیرد.

بعد از وبر اندیشه پردازان دیگری هم درباب مشروعیت نظرپردازی کرده اند به عنوان مثال لیپست معتقد است که مشروعیت عبارت است از توانایی نظام سیاسی در ایجاد و حفظ این باور که نهاهای سیاسی موجود مناسبترین نهاد برای اداره جامعه آن نظام سیاسی است و ژآن بایندل پذیرش طبیعی و بدون تردید سازمان سیاسی حاکم را مشروعیت می داند و از اندیشمندان متاخر می توان به رابرت دال اشاره کرد که معتقد است زمانی می توانیم بگوئیم که حکومتی مشروعیت دارد که ساختارها ،نهادها ، اقدامات ،تصمیمات سیاستها ، مقامات و رهبران  آن حکومت براستی از طرف مردم تحت فرمان خود شایسته اطاعات کردن شناخته شود و بالاخره می توان به لوسین پای اشاره کرد که هرچند مستقیما درباره مشروعیت صحبت نمی کند اما در کتاب خود با عنوان «جنبه های  توسعه سیاسی » عبور جوامع از بحرانهای پنج گانه هویت ، مشروعیت ،مشارکت ،نفوذ و توزیع را مسیر الزام آور توسعه موفق سیاسی جوامع می داند.

حال بعد از اشاراتی به مباحث نظری مطرح شده توسط اندیشه پردازان  و صاحبنطران سیاسی و اجتماعی  در باب مشروعیت به راحتی می توانیم سخنان مطرح شده توسط کسانی چون سارکوزی و کلینتون واردوغان و دیگر سیاستمداران را در باب این که رژیم بشار اسد مشروعیت خود را از دست داده است به راحتی نقد کرد و به لحاظ نظری سخنان آنان را به چالش کشید که بر چه اساس و بنیانی می گویند که مشروعیت اسد از دست رفته است؟

در اینجا بحث دفاع از عملکردهای اسد و نظام سیاسی سوریه مطرح نیست بلکه طرح یک بحث علمی و نطری است که می خواهیم مورد پرسش قرار دهیم که چه چیزی رژیم اسد داشت که حالا  چون از دست داده پس مشروعیت ندارد؟ از دوسال پیش که سارکوزی به دمشق رفت چه اتفاقی در سوریه افتاد که مشروعیت آن از دست رفت؟ عین همین صحبت در خصوص دیگران سیاستمدارن چون اوباماو کلینتون و اردوغان و سران سعودی و قطر هم مطرح است.

در این که امروز این افراد با اسد و نظام سیاسی او به شدیدترین وجه مخالف هستند شکی نیست اما در یک بحث نظری و علمی نمی توانیم مشروعیت یک نظام سیاسی را به سادگی زیر سوال ببریم .رژیم اسد بر همان مشروعیتی استوار است که دو سال قبل هم استوار بود ولو آن که ما مخالف باشیم.

موضوع مشروعیت و عدم مشروعیت نظام سیاسی سوریه زمانی جالبتر می شود که ابتدا قدرتهای غربی که خود را جانعه جهانی می نامند و بعد دیگر کشورهای همسو با آنها در مجموعه ای بنام دوستان سوریه گردهم می آیند و آشکارا خلاف تمام اصول شناخته شده بین المللی د ر امور داخلی سوریه دخالت کرده از مخالفین مسلح آن کشور حمایت علنی و عملی کرده آنها را صاحب صلاحیت و مشروعیت اداره سوریه معرفی می کنند.

با تاکید مجدد بر این که اساسا هدف این نوشته طرفداری از اسد یا مخالفت با مخالفین نیست بلکه روشنی انداختن بر زاویه ای تاریک از تحولات سریع منطقه است که بدیهی ترین اصول شناخته شده در عرصه روابط بین الملل را زیر پا می گذارد و صحنه ای را می آراید که معلوم نیست چه عواقبی برای منطقه و فرا منطقه داشته باشد.

واقعیت تحولات کنونی در جهان به گونه ای است که هیچ نطریه پرداز یا اندشمندی قادربه تشریح دلایل وقوع یا پیش بینی احتمالات آینده نیست و در چنین شرایطی باید احساس خطری جدی کرد که سرنوست جهان از دست خردمندان خارج شده است.وقتی به راحتی صلاحیت دولتها در امور داخلیشان زیر سوال می رود هرچند با نیت خیر تبلیغ شود نتیجه ای جز آنارشیسم در روابط بین الملل نخواهد داشت.

البته نگارنده قبول دارد که مقولات جدیدی چون حقوق بشر ، محیط زیست و تحولات فناوری صلاحیتهای انحصاری دولتها در امور داخلیشان را محدود کرده است اما این بحث را کاملا غیراصولی می داند که نشست عده ای از کشورها در حمایت از جریانهایی در داخل کشورهای دیگر باعث مشروعیت زدایی دولتهای حاکم و مشروعیت زایی برای گروههای مخالف گردد.

رنگ خون همه ابناء بشر سرخ است و معیارهای انسانیت قابل شناخت برای همه . زندگی بهتر و امید به آینده ابتدائی ترین حق همه انسانها در تمام جوامع محسوب می شود . آن یونانیانی که برای زندگی بهتر خود به خیابانها می آیند همان حقوقی را دارند که پیروان جنبش تسخیر والستریت جستجو می کنند و مردم تونس و مصرو بحرین و سوریه  فرقی با هم ندارند و نباید با معیارهای متناقض مورد داوری قرار گیرند .

صحنه تحولات منطقه از تونس تا مصروسوریه و بحرین و یمن و دیگر کشورهای منطقه به گونه ای است که به نظر نمی رسد کسی باور داشته باشد که رهبر کشوری که در ان زنان حق رانندگی ندارند رهبر انقلاب دموکراتیک منطقه گردد و همراهان و مساعدت کنندگان طالبان افغانستان مدافعان حقوق بشر در خاورمیانه شده باشند اما متاسفانه انتخابهای سیاسی افراد به گونه ای است که فضای ابهام را در منطقه گسترش می دهد و در این فضا چه بسا همه دچارخسارت شوند .

راه جلوگیر از گسترش تهدید بازگشت به قانون و اصول چه در عرصه داخلی کشورها و چه در عرصه روابط بین الملل است.گزینش معیارهای دوگانه در مسائل مشابه تهدیدی جدی برای تمامی کشورها در عرصه جهانی است و مشروعیت زدایی از دولتها و خلق مصنوعی مشروعیتهای نامشروع تهدیدی بنیادی برای استقلال ، وحدت و تمامیت ارضی تمامی کشورهای منطقه است که متاسفانه  فضای ابهام دیدگان را کم سو ساخته و جز با کرداری بر بنیان بصیرت امکان فائق آمدن بر شرایط پبچیده   ندارد./.

نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: