Seyed Rasoul Mousavi

مارس 9, 2012

تحلیل نظری بر بحران جهان غرب

Filed under: فارسی, مقاله — برچسب‌ها: , — سید رسول موسوی @ 8:02 ب.ظ.

این روزها درباره اوضاع بحرانی اروپا خصوصا شرایط حاد منطقه یورو خیلی صحبت می شود و تحلیلهای مختلفی درباره دلایل آن مطرح می گردد اما در کل نوعی تلاش پنهانی وجود دارد که این بحران را محدود به یک یا چند کشور و یا یک موضوع مشخصی جلوه دهند. مثلا گفته می شود بحران بدهی های یو نان و بعضا بحران مالی یونان و ایتالیا و اسپانیا و در نهایت اگر خیلی این بحران را بزرگ ببینند گفته می شود بحران مالی در اقتصاد جهانی .

یک سوال وجود د ارد آیا واقعا بحران موجود در بالاترین حد خود بحران در حوزه مالی اقتصاد جهانی است یا آن که وضعیت بحرانی موجود عمیق تر وگسترده تر از عرصه اقتصاد است ؟ برای آن که به این سوال پاسخ دهیم به نظر می رسد یک سوال ابتدایی تر را مطرح کنیم: آیا درست است که اروپا برای فائق آمدن بر مشکلات جاری خود از چین درخواست مساعدت کرده و ازاین کشور درخواست نموده تا با خرید اوراق قرضه کشورهای اروپایی موجب تقویت جریان سرمایه در اروپا گردد ؟ مسلما پاسخ سوال مثبت است اما باید ابعاد نظری این موضوع مورد توجه قرارگیرد.

چه اتفاقی افتاده است که مهمترین و پیشرفت ترین بخش نظام سرمایه داری برای بقای خود محتاج سرمایه گذاری نظام کمونیستی شده است ؟ ممکن است پاسخی ساده داده شود که نظام چین کمونیستی نیست ولی هرچه باشد سرمایه داری نیست و با تمام معیارها و استانداردهای نظام سرمایه داری متعارض است.

امروزه خیلی ها تلاش دارند از کنار شعارهایی که در شهرهای مختلف امریکا توسط هواداران جنبش اشغال وال استریت داده می شود بگذرند اما هر کاری می کنند نمی توانند آن چه را که در روبروی پارلمان یونان می گذرد نادیده بگیرند. واقعا در یونان مردم چه می خواهند ؟ کشورهای ثروتمند اروپا که سخاوتمندانه 130 میلیاد یورو را برای تسویه بدهی های یونان در اختیار این کشور قرار می دهند و فقط از دولت یونان می خواهند که در هزینه هایش صرفه جوی کند،آیا مردم یونان موضوع را درک نکرده اند و دارند ناسپاسی می کنند یا آن که مساله چیز دیگری است؟

یک پاسخ ساده به این سوال این است که نظام سرمایه داری که تا چند سال پیش از طریق وام به کشورهای جهان سوم آنها را استثمار می کرد و سرمایه و منابع را از کشورهای جهان سوم به کشورهای متروپل منتقل می کرد دیگر در جهان سوم چیزی پیدا نمی کند و این بار آمده در درون خود این شیوه استثماری را دنبال می کند. کشورهای ثروتمند تر اروپا با دادن وام به یونان ابتدا سود وامهای قبلی خود را بر می دارند و بعد باقیمانده را با سود مجدد به آنها وام می دهند و خودشان هم می دانند که تولید ملی کشورهایی چون یونان در جریان کلی تحولات مالی اروپا قادر به بازپرداخت وامها نیست ولی این وامها را تحمیل می کنند تا در سر رسید دیگر وام دیگری بدهند و بر اساس سود وامها ثروت را از کشوری اروپایی به دیگر نقطه اروپا منتقل کنند.به عبارت دیگر نظام سرمایه داری از طریق استثمار مضاعف در جستجوی ماندگاری است.

بیداری اسلامی واقعیتی است که در صحنه عمل خود را نشان می دهد اما فرصت طلبی استعمارگران دیروز که با نام پیشبرد تمدن سرمایه های ملی کشورهای مختلف را غارت می کردند و امروز  پرچم  حمایت ازحقوق بشر را به احتزاز در آورده اند واقعیت دیگری است که نبیاد از آن قافل شد. چه شده است کسانی که سالها به قذافی اسلحه فروختند و سرمایه ملی لیبی را به کشورهای خود منتقل کردند ناگهان فروشنده سلاح به مخالفین شده و با عنوان منطقه پرواز ممنوع قذافی راسرنگون کردند. هیچ شکی در دیکتاتور و جنایتکار بودن قذافی نیست و هیچ کس منکر جنایات وی علیه ملت خود نیست اما آیا می شود از سرنوشت قراردادهای نفتی دوران قذافی و  وضعیت قراردادهای کنونی صرفنظر کرد و پرسشی در این باره نکرد؟

در عراق سلاح هسته ای پیدا نشد ولی سرمایه ملی عراق آن چنان مورد تهاجم قرار گرفت که سالهای طولانی باید مردم عراق خریدار تولیدات کشورهایی باشند که با بمبهای خود آن چه را داشتند از بین بردند و در مقابل تضمین دهند که مانعی برای جریان نفت به غرب در عراق بخاطر پرداخت خریدهای خود پیش نخواهد آمد.

آیا بحران نظام سرمایه داری محدود به عرصه مالی است ؟ پاسخ این سوال منفی است. زیرا با نگاهی ساده به جغرافیای استراتژیک جهان متوجه این واقعیت می شویم که جهان غرب در یک بحران استراتژیک گرفتار شده است.هر آن چه که نشانگر قدرت غرب بود در یک منازعه نامتقارن به نقطه ضعف غرب تبدیل شده است.مثال ساده اش این است که اگر در گذشته اجرای سیاست قایق های توپدار نشان از قدرت بود امروز حضورناوهای جنگی در یک منطقه نشان دهنده ضربه پذیری است و باز ساده تر بگویم اگر در گذشته حضور ناوهای جنگی امریکا در یک منطقه نشان دهنده احتمال بالای بروز جنگ بود امروز حضور همین ناوگانها با توجه به آسیب پذیر بودنشان پائین آمدن احتمال بروز چنگ معنی می دهد.

پیشی گرفتن قدرت نرم بر قدرت سخت در عرصه منازعه استراتژیک چهره دیگری از تحولات استراتژیک معاصر است به گونه ای که غرب مجبور می گردد خود ناقض همان ارزشهایی باشد که فکر می کرد تمدن غرب بر آن ارزشها بنیاد گذاشته شده است.

منازعه با ایران در موضوع هسته ای جدای از آن چه به جمهوری اسلامی ایران مربوط می شود چهره دوگانه غرب را در عرصه گسترده ای از نظام ارزشی غرب به چالش کشید . مقایسه رفتار غرب با لیبی و عراق در موضوعات هسته ای با آن چه در کره شمالی گذشت و همکاریهای هسته ای امریکا با هند که آشکارا خلاف معاهده ان پی تی و قوانین موضوعه امریکاست و سکوت مرگبار غرب در خصوص زرادخانه اتمی رژیم صهیونیستی  در کنار ادعای خلع سلاح جهانی در حالی که به تقویت زرادخانه های خود مشغولند باعث بی اعتباری نظام ارزشی غرب شده است.بی اعتبار شدن نظان ارزشی غرب را نباید موضوعی فرعی تصور کرد زیرا که ریزش ساختارها پس از سقوط ارزشها آغاز می شود .بحران ارزشی که امروز ساختارهای شکل گرفته پس از جنگ جهانی دوم مانند سازمان ملل ،صندوق بین المللی پول ، ناتو و دیگر نهاد ها فرا گرفته و عملا وارد عرصه های غیر از آن چه در اساسنامه هایشان آمده می شوند نشانهایی از سقوط ساختارهاست که یا باید با تجدید نظری بنیادی از سقوط آنها جلوگیری شود و یا آن که جهان شاهد فرو پاشی های زیادی خواهد بود زیرا که دیگر ساختارهای موجود با ارزشهایی که بخاطر آن شکل گرفته اند  همخوانی ندارند.

جهان غرب امروز به بهانه هایی از کنار ارزشهایی چون استقلال ،وحدت ملی ، تمامیت ارضی ،عدم مداخله در امور داخلی کشورها گذر می کند در حالی که نتوانسته نظام ارزشی دیگری را جایگزین آنها بنماید و چون نظام ارزشی جدیدی ندارد نیروهای نظامی ناتو را به پیش رانده تا خلاء نظام ارزشی را پر کند و این همان لحظه سقوط ارزشهاست که ریزش ساختارها را در پی دارد.

غرب تصور می کند که سقوط شوروی ناشی از شکست نظام مند شوروی از نظام غرب بود ولی نمی داند که شکست شوروی شکستی نظامند بود که خود غرب دچار این روند شده است.تصمیم گیران شوروی تصور می کردند که اگر خود را از وابسته های فاسد به نظام کمونیستی برهانند شوروی را نجات داده اند غافل از آن که این نظام کمونیستی بود که آنها را بوجود آورده بود و در حال حاضر هم غرب تصور می کند که اگر خود را از مبارک و بن علی و صالح نجات دهد در منطقه نجات یافته است در حالی که در تحلیل نهایی مردم منطقه نمی توانند سکوت غرب در مقابل رژیمهایی توتالیتری که حتی مجلس فرمایشی مبارک را هم ندارند قبول کنند.

هر انسانی از آن چه در سوریه می گذرد غمگین می شود اما نمی تواند به این سوال پاسخ پیدا کند که چگونه سالیان سال رژیم صهیونیستی فلسطینی ها و دیگر ساکنین کشورهای همسایه فلسطین را کشتار می کرد و امریکا  هر اقدامی را برای توقف کشتارها در شورای امنیت با بیش از 60 بار وتوی خود بی اثر می ساخت امروز در مقابل یک وتوی روسیه و چین چنین آشفته می شود؟ آن چه مسلم است باید راه حلی صلح آمیز برای مشکل سوریه پیدا شود ولی کیست که نداند قطعنامه ای که در شورای امنیت آمده بود چیزی جز تبدیل سوریه به یک لیبی دیگر نبود؟اجازه دهید از بحث خود خارج نشویم و آن چه مطرح شد را نمونه دیگری از بحران ارزشی موجود در نظام بین المللی بدانیم که چگونه با رویکردی دوگانه انسانی ترین ارزشها را قربانی منافع قدرتها می کند.

یکی از دردناکترین واقعیتهای موجود در عرصه بین المللی خلاء یا عدم وجود جریان روشنفکری است که عالمانه و صادقانه به نقد شرایط موجود با رویکرد ارزشی واحدی بپردازد و فرق بین منفعت و ارزش را درک کند و بداند که چیزی بنام هویت جهانی وجود ندارد که جامعه جهانی را شکل دهد و جامعه جهانی فعلا چیزی جر تبلور منافع صاحبان قدرت که ارزشها را بر اساس منافع خود تعریف می کنند نیست.روشنفکری که بتواند از وضعیت آشفته جهان کنونی درکی درست داشته باشد و این حقیقت را ترویج دهد که جهان آشفته است چون فاقد نظام ارزشی واحدی برای سنجش رفتار بازیگران بین المللی است.

نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: