Seyed Rasoul Mousavi

دسامبر 17, 2010

از كربلا تا هلسينكي

Filed under: Uncategorized, خواندنی هايي از فنلاند — برچسب‌ها: , — سید رسول موسوی @ 1:48 ق.ظ.

اول محرم سال 61 هجري  و احتمالا سي ام سپتامبر سال 680 ميلادي است .​كاروان كوچك بزرگترين انسانهاي آزاديخواه كه نمي توانند در مقابل ظلم و جور ستمگران سر خم كنند وارد كربلا مي شوند . سرزميني داغ و تفتيده در گوشه اي از جهان كه قرار است اين كاروان در آن بيابان به گونه اي نابود شود كه هيچ خبري براي آينده از آن باقي نماند. و در آن زمان جايي كه 1330 سال بعد در گوشه ديگري از جهان قرار است هلسينكي باشد هيچ چيز جز برف و يخ نيست .

 كارواني از زنان و كودكان و يادگاران پيامبر اسلام را كه 72 آزادمرد از آن  محافظت مي كنند31000  سپاهي محاصره مي كنند. چه مي خواهند ​؟ بيعت !     از كي ​​؟ از حسين !    براي كي؟ براي يزيد !    الله اكبر ! مگر ممكن است !  چگونه مي شود تنها امانتدار دين محمد (ص)  امانت را به دزدان و غارتگران بسپارد ! اوست كه فرياد بر مي آورد اگر دين جدم جز با كشته شدن من برپا نمي شود پس اي شمشيرها مرا دريابيد ! در آن زمان در كربلا غوغاست و در آن زمان هيچ كس هليسنكي را نمي شناسد چون هنوزيخ ها بايد قرنها صبر كنند تا در اينجا افرادي براي زندگي كردن پيدا شوند.

كربلا عاشورا را مي بيند و عاشورائيان تشنگي را !   كربلا علي اصغر را مي بيند و عاشورائيان عباس را ! كربلا علي اكبر را مي بيند و عاشورائيان حسين را !  كربلا رقيه را مي بيند و عاشورائيان زينب را !  اما در آن زمان هلسينكي چيزي را نمي بيند .

حسين در كربلا ندا مي دهد هل من ناصر ينصرني ! در جغرافيا كسي نيست كه به او لبيك گويد ولي نداي حسين در تاريخ طنين انداز مي شود تا امروز در هلسينكي به او لبيك  گويند !

قرار بود همه چيز در كربلا تمام شود ولي كربلا شروع همه چيزها شد . قرار بود پيام حسين در شنهاي كربلا دفن شود ولي يخهاي فنلاند اين پيام را شنيدند . عزاداري بر حسين را ديدند و گرمي اشك چشم عزاداران را حس كردند.

عالميان شاهد جنگها و كشتارهاي فجيعي بوده و چنايات و كشتارهاي سفاكاني همچون يزيد را به چشم ديده اند ولي آنها را به تاريخ سپرده و هر چه از زمان حادثه دورتر مي شوند آنها را بيشتر فراموش مي كنند . اما واقعه كربلا نه تنها فراموش نشده بلكه توجه به آن هر روز بيشتر و بيشتر مي شود .اصلا در صدد اثبات اين مدعا نيستم چون فقط كافي است گوش دل باز باشد تا طنين پيام حسين شنيده شود.

شبهاي محرم و روز عاشورا ي امسال شاهد حضور جوانان ايراني ، افغانستاتي ، عراقي، پاكستاني و فنلاندي درمراسم عزاداري سالار شهيدان در مسجد فاطمه زهراي  هلسينكي بودم كه نمي توانم سيماي آنها ها فراموش كنم. در هلسينكي جواناني براي امام حسين سينه مي زدند كه در ايران ممكن است عده اي آنها را به مساجد و حسينيه ها راه ندهند چون سيماي آنها با الگوهاي ما تطبيق نمي كند ولي در اينجا هيچ چيز جز عشق حسين آنها را به مراسم سوگواري حسين نكشاند . آنها از راههاي دور حتي از ديگر شهرها آمدند ، سينه زدند و گريه كردند و در پايان با خداي خويش خلوت كردند و به دنبال سرنوست خود رفتند….

خداي من چه گونه مي شود در يخبندان 15 درجه زير صفر احساسي در انسان بوجود ايد كه بر تشنگي  مظلومان صحراي داغ  كربلا اشك بريزد و اين احساس مقدس نباشد!

در خرابات مغان نور خدا می‌بینم   این عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینم
جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج                                                             كه توخانه می‌بینی و من خانه خدا می‌بینم
خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردن   فکر دور است همانا که خطا می‌بینم
سوز دل اشک روان آه سحر ناله شب   این همه از نظر لطف شما می‌بینم
هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال   با که گویم که در این پرده چه‌ها می‌بینم
کس ندیده‌ست ز مشک ختن و نافه چین   آن چه من هر سحر از باد صبا می‌بینم
دوستان عیب نظربازی حافظ مکنید   که من او را ز محبان شما می‌بینم

 

 شام غريبان ​​- 25 آذر 89

نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: