Seyed Rasoul Mousavi

آوریل 14, 2010

حق ملی و جامعه بين المللی

Filed under: فارسی, مقاله — برچسب‌ها: , , , — سید رسول موسوی @ 5:13 ب.ظ.

كاراگانف: اگر روسيه هم از صميم قلب به اين نتيجه رسيده باشد كه ايران به دنبال سلاح هسته اي نيست قدرت آن را ندارد كه اين اطمينان خود را به ديگر قدرتهاي جهاني منتقل كند و اين خود ايران است كه بايد اين اطمينان را بوجود آورد.

يكي از موضوعات قابل توجهي كه در بحث مربوط به حق بهره مندي كشورمان از فناوري هسته اي مطرح مي شود موضوعي است با عنوان «نگراني هاي جامعه بين المللي» .اين روزها در اغلب سخنراني ها و مصاحبه هاي مقامات اروپايي در مجامع و كنفرانسهاي بين المللي مربوط به مباحث هسته اي مرتب اين موضوع مطرح مي شود كه ايران بايد نگراني هاي جامعه بين المللي را درخصوص فعاليتهاي هسته اي خود رفع كند.
عبارت جامعه بين المللي تا آن حد تكرار مي شود كه گويا جامعه بين المللي موجوديت ذي شعوري است كه مي تواند حقيقت مطلق را كشف كند و معيار تميز حق از باطل باشد. در اين نگاه جامعه بين المللي وجدان عموم بشري تلقي و اين گونه تصور مي شود كه جامعه بشري داراي يك روح جمعي است كه مي تواند از وراي واقعيت هاي متفرق به حقيقتي واحد نايل آيد. به عبارت ديگر در اين نحوه نگرش جامعه بين المللي معادل عقل سليم در تفكر بشري تصور مي شود و انسان همان گونه كه با عقل سليم خود مي تواند معيارهاي انسانيت را تشخيص دهد كشورها و جوامع هم مي توانند با تكيه بر نظرات جامعه بين المللي معيارهاي حقيقت اجتماعي و نظام بين المللي را بدست آورند.
وقتي سئوال مي شود كه چگونه مي توان نظرات جامعه جهاني را متوجه شد؟ پاسخ ضمني آن است كه جامعه جهاني ديدگاه هاي خود را در قالب اجماع نظرات در مجامع و كنفرانسهاي بين المللي مطرح مي سازد كه از نمونه هاي آن مي توان به قطعنامه ها و بيانيه هاي مجمع عمومي سازمان ملل متحد و ديگر سازمان هاي بين المللي مانند آژانس بين المللي انرژي اتمي اشاره كرد و در بعضي موارد قطعنامه هاي مجامع تصميم گيري و شبه اجرايي سازمانهاي بين المللي انعكاس دهنده نظرات جامعه بين المللي است مانند قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل و شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي. منتقدان اين نحوه نگرش به استنباط نظرات جامعه بين المللي، مي گويند كه اگر تصميمات و قطعنامه هاي سازمانهاي بين المللي از جمله سازمان ملل متحد را نظرات جامعه بين المللي بدانيم بايد اعتراف كنيم كه حقيقتي در جهان وجود ندارد زيرا كه بسياري از قطعنامه هاي سازمان ملل با وجود توافق اكثريت مطلق مجمع عمومي و شوراي امنيت به علت وتوي يك قدرت بزرگ كنار گذاشته مي شود و يا از اساس و مبنا تغيير مي يابد و يا اصلاً اجرا نمي شود. پس چگونه مي توان تصميمي را كه اگر تمام كشورهاي دنيا يك چيز بگويند اما يكي از قدرتهاي بزرگ مخالف آن باشد نظر جامعه جهاني و جامعه بين المللي دانست؟
مثال هاي بسيار زيادي در اين خصوص مطرح است كه به طور كاملاً مشخص مي توان به وتوي قطعنامه هاي متعدد شوراي امنيت سازمان ملل درخصوص حقوق ملت فلسطين به دست آمريكا اشاره كرد. چگونه مي توان اين واقعيت را توضيح داد كه وقتي يكي از قدرتهاي بزرگ منافع خود را در مقابل نظرات اكثريت اعضاي سازمان ملل و به عبارت ديگر اعضاي جامعه بين المللي مي بيند اين حق را دارد كه مانع مطرح شدن نظرات جامعه جهاني بشود.
با توجه به اين موضوع است كه عده زيادي از تحليلگران مسائل بين المللي معتقد هستند كه وقتي بنا باشد ملاك نظرات جامعه جهاني، اجماع صورت گرفته در مجامع بين المللي باشد و اين اجماع با عدم توافق و وتوي يك قدرت بزرگ از بين برود پس عملاً ما فاقد نظري تحت عنوان نظر جامعه بين المللي خواهيم بود و نظر جامعه بين المللي در عمل به نظر حاصل از توافق قدرتهاي بزرگ تقليل پيدا خواهد كرد و امروزه با توجه به وضعيت ويژه قدرت آمريكا نظرات دولت واشنگتن در عمل محتوا و شكل نظرات سازمانهاي بين المللي را تعيين مي كند و در نهايت چنين استنباط مي شود كه نظرات دولت آمريكا تشريح نظرات جامعه بين المللي است.
اين واقعيت تلخي است كه واقع گرايان عرصه سياست و روابط بين الملل حتي اگر مخالف باشند به آن اعتراف دارند. مثال هاي فراواني در اين باره مي توان مطرح ساخت كه نمونه آشكار آن موضوع هسته اي اسرائيل است كه به علت حمايت آمريكا از اين رژيم بطور كلي موضوع سلاحهاي هسته اي اسرائيل و تواناي هاي نظامي- هسته اي آن از اساس مطرح نمي شود. گويا جامعه جهاني و بين المللي در اين خصوص حرفي براي زدن ندارد زيرا ايالات متحده از وجود سلاح هاي هسته اي اسرائيل نه تنها احساس تهديد نمي كند بلكه موجب آسايش خيال آمريكا است.
مترادف ديدن چيزي به عنوان جامعه بين المللي با وجدان عمومي بشر اشتباه بزرگي است،زيرا اين موضوع از بنيان غلط است و موجب مي شود كه واقعيت تحولات بين المللي به درستي درك نشود.
مردم ايران به خوبي خاطره تجاوز رژيم بعثي عراق به كشورمان را حفظ كرده اند و به ياد مي آورند كه به رغم آنكه در اصل تجاوز عراق به ايران هيچكس شك نداشت اما جامعه بين المللي در عمل از اعتراف به اصل تجاوز تا مدتها پس از پايان جنگ خودداري كرد.
در حالي كه اگر جامعه بين المللي بر وجدان عمومي بشر استوار بود اعتراف به تجاوز عراق به ايران موضوع ساده اي بود كه اگر در همان روزهاي آغاز جنگ عراق عليه ايران صورت مي گرفت امروز تاريخ منطقه به شكل ديگري نوشته مي شد.
وجدان بيدار بشري نمي تواند آنچه را كه از نتيجه چانه زني و معامله قدرتمندان براي حفظ منافع خود حاصل مي شود، حقيقت جهاني بداند و اعلام كند كه نظرات جامعه جهاني را به عنوان ملاك تشخيص حقيقت مي پذيرد و در چنين شرايطي هيچ كشوري نمي تواند از حقوق ملي خود به خاطر تصوري به نام جامعه بين المللي صرف نظر كند و اجازه دهد حقوق ملي اش پايمال منافع قدرتها و يا به عبارت ديگر قدرت برتر امروز جهان شود.
البته كشورها براي پي گيري اهداف ملي خود چاره اي جز حركت در چارچوب واقعيات بين المللي ندارند و وقتي در مقابل تعارض بين اهداف ملي و منافع قدرتهاي بزرگ كه در قالب عبارت جامعه بين المللي مطرح مي شود قرار مي گيرند با انتخاب بسيار مشكلي مواجه مي گردند و هر كشوري برحسب قدرتي كه از آن برخوردار است مي تواند از بين گزينه هاي مختلف آن چيزي را كه به منافع ملي اش نزديكتر است انتخاب كند. توزيع ناعادلانه قدرت در جهان سياست و نظام بين المللي حقيقت تلخ ديگري است كه بايد تصميم گيران عرصه سياست آن را به خوبي درك كنند و درك نكردن آن نظامهاي سياسي را با گزينه هاي «بودن» يا «نبودن» مواجه مي سازد.
واقعيت در نظام بين المللي، غيرارزشي و حتي ضدارزشي است و هيچ رابطه اي با عقل سليم و وجدان عمومي بشر ندارد اما واقعيتي است كه اگر قدرت داشته باشي مي تواني آن را در چارچوبي ارزشمند به خدمت بگيري و متناسب با قدرت واقعي خود تفسير بهتري از حقيقت ارائه كني.
بنابر آنچه گفته شد وقتي عنوان مي شود كه ايران بايد نگراني هاي جامعه بين المللي را درخصوص فعاليتهاي هسته اي خود رفع كند، تصميم گيران كشور بايد به طور دقيق و مشخص معني واقعي اين عبارت را مورد توجه قرار دهند.
اين عبارت به معني آن نيست كه جمهوري اسلامي ايران با تلاشي گسترده به تمام يا اكثر كشورهاي دنيا ثابت كند كه فعاليتهاي هسته اي ايران صلح جويانه است و به دنبال سلاح هسته اي نيست؛ بلكه معني اين عبارت تأكيد بر اين نكته است كه ايران بايد نگراني قدرتهاي جهاني را رفع و اثبات كند كه آنچه را جستجو مي كند منافع حياتي قدرتهاي جهاني را تهديد نخواهد كرد.
چندي قبل رئيس شوراي سياست هاي دفاعي و خارجي روسيه سرگئي كاراگانف در تهران بود. وي گزارشي را از كنفرانسي در باره ايران تحت عنوان «ايران، آزمايشي براي قدرتهاي بزرگ» ارائه كرد. وي از قول شركت كنندگان اين كنفرانس كه افراد سرشناس اروپايي، آمريكايي و روسي بودند گفت دليل آن كه جامعه جهاني نمي تواند بپذيرد كه فعاليتهاي هسته اي ايران صلح آميز است و ايران به دنبال سلاح هسته اي نيست آن است كه ايران حق دارد هسته اي شود.
وي اضافه كرد:ايران حق دارد هسته اي شود چون :۱- مورد تهديد جدي بر ترين قدرت جهان است۲- همسايگان ايران (روسيه – پاكستان) هسته اي هستند ۳- اسرائيل دشمن اصلي ايران سلاح هسته اي دارد ۴-دفاع از تماميت ارضي از طريق راهبرد هسته اي مؤثرترين راهبرد است. آقاي كاراگانف پس از برشمردن موارد فوق كه آنها را دلايلي كاملاً موجه براي ايران مي دانست، تأكيد مي كرد كه چون اين دلايل به ايران حق مي دهد كه به سمت توليد سلاح هاي هسته اي برود و دنيا متوجه اين حق ايران شده است پس هرچه ايران بگويد كه به دنبال سلاح هسته اي نيست دنيا نمي تواند بپذيرد كه كشوري اين چنين راحت از حق خود بگذرد و اين تناقضي است كه ايران با آن مواجه شده است.كاراگانف در ادامه صحبت هاي خود در مورد نگاه روسيه به فعاليت هاي هسته اي ايران اظهار داشت كه روسيه ايران غيرهسته اي را تا حد همكار راهبردي مي پذيرد اما ايران هسته اي دشمن راهبردي روسيه خواهد بود و روسيه مجبور است موشكهاي خود را به سمت ايران نشانه گيري كند و به اين طريق تحولاتي آغاز خواهد شد كه آينده آنها اصلاً معلوم نيست.بنا بر اين آرزوي روسيه آن است كه ايران غيرهسته اي باقي بماند هرچند روسيه هم مي داند حق ايران چيز ديگري است. به نظر مي رسد بايد در صحبت هاي آقاي كاراگانف دقت بيشتري  شود خصوصاً آن كه آقاي كاراگانف در جبهه طرفداران نزديك شدن هرچه بيشتر روسيه به آمريكا قرار دارد و از نزديك با بسياري از نومحافظه كاران حاكم در آمريكا آشناست. دقت در صحبت هاي اخير آقاي پوتين در مراسم افتتاحيه خبرگزاري هاي جهان در مسكو در مورد مسائل هسته اي ايران و تأكيد بر اين موضوع كه از صميم قلب به اين نكته رسيده است كه ايران به دنبال سلاح هسته اي نيست اما بايد ايران در همكاري با آژانس بين المللي انرژي اتمي نگراني هاي جامعه بين المللي را رفع كند، روايت ديگري از همان مباحث كاراگانف است كه روسيه نمي تواند ايران هسته اي را تحمل كند و ايران بايد به سمت رفع اين نگراني حركت كند.
اگر به صحبت هاي آقاي پوتين نگاهي واقع گرايانه داشته باشيم و نخواهيم آن را خوش بينانه يا بدبينانه داوري كنيم حرف اصلي پوتين رساندن اين مفهوم است كه حتي اگر روسيه هم از صميم قلب به اين نتيجه رسيده باشد كه ايران به دنبال سلاح هسته اي نيست قدرت آن را ندارد كه اين اطمينان خود را به ديگر قدرتهاي جهاني منتقل كند و اين خود ايران است كه بايد اين اطمينان را بوجود آورد.
بي توجهي به اين واقعيت كه مجموعه اروپا و روسيه نمي توانند نظرات خود را به آمريكا بقبولانند موجب از دست رفتن فرصت هاي احتمالي موجود براي كشورمان خواهد شد. يكي از مقامات آمريكايي پس از اظهارات يكي از مسئولان ايراني درباره قطعنامه اخير شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي مي گويد كه گويا «مسئول ايراني متوجه عبارات انگليسي نشده است» و اين نكته به معني آن نيست كه در فهم كلمات انگليسي مشكلي باشد بلكه بحث اين است كه اصرار آمريكا بر اين نكته است كه وقتي گفته مي شود نگراني هاي جامعه بين المللي يعني نگراني هاي آمريكا ،و ايران بايد به اين نكته توجه داشته باشد.
پس مسئله روشن است تا زماني كه اين واقعيت هرچند تلخ را نپذيريم كه در شرايط كنوني وقتي گفته مي شود ايران نگراني هاي جامعه جهاني را رفع كند يعني بايد نگراني هاي آمريكا را رفع كند ما نتوانسته ايم صورت مسئله را دقيقاً تعريف كنيم.
صورت مسئله اين است اگر ايران بتواند نگراني هاي آمريكا را رفع كند روسيه و اروپا نگران نخواهند بود و مسائل موجود حل مي گردد اما اين مسئله يك دستگاه معادله چندمجهولي مركب است كه به راحتي حل نمي شود. اين دستگاه معادله را بايد به چندين مسئله با معادلات تك مجهولي تجزيه كرد تا هر يك از معادلات در جايگاه خاص خود حل شود، اما يك بحث كلي و راهبردي بايد موردتوجه قرار گيرد كه عزم ما بايد حل اين دستگاه معادله چندمجهولي مركب باشد نه اضافه كردن چند مجهول ديگر بر اين دستگاه معادله موجود.
كشور ما در عرصه بين المللي راه هايي را تجربه مي كند كه در بعضي موارد ديگر كشورها تجربه كرده اند و بايد از اين تجارب بهره گرفت. قدرت با مسئوليت توأم است. در اين نكته هيچ شكي نيست كه بهره مندي ايران از فناوري هسته اي موجب ارتقاي قدرت كشورمان خواهد شد بنا براين بايد همزمان با افزايش قدرت، مسئوليت پذيري كشورمان را نيز در عرصه بين المللي ارتقا ببخشيم.

نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: