نيكلاي پاتروشف دبير شوراي امنيت فدراسيون روسيه طي مصاحبهاي با روزنامه ايزوستيا اعلام كرد كه دكترين نظامي روسيه كه گزينه جديد آن قرار است براي ارائه به رئيس جمهور روسيه تا پايان سال جاري (2009) تنظيم شود در راستاي خطرات و تهديدات مهم نگاشته ميشود.(1)
از زمان فروپاشي شوروي و استقلال روسيه در سال 1991 تاكنون روسيه چهار مرتبه(2) دكترين نظامي خود را تغيير داده و دليل اين تغييرات، تهديدات نظامي شكل گرفته عليه امنيت ملي روسيه اعلام شده است. در اين نوشتار با مروري بر دكترينهاي نظامي گذشته روسيه تلاش خواهد شد تا ابعاد احتمالي دكترين جديد روسيه را كه هنوز رسماً اعلام نشده اما گفته شده كه تا پايان سال جاري تهيه شده و به رئيس جمهور روسيه ارائه خواهد شد توضيح داده شود. در اين دكترين احتمالاً توجه بيشتري به كاربرد احتمالي سلاحهاي هستهاي در جنگهاي منطقهاي خواهد شد و به عبارت ديگر روسيه نيز همانند فرانسه و آمريكا در راستاي گسترش عمودي(3) سلاحهاي هستهاي گام بيشتري برخواهد داشت.
مفهوم متغير امنيت ملي روسيه
ديدگاههاي نظري روسيه نسبت به موضوعات امنيتي و مسائلي كه از نظر روسيه تهديد امنيت ملي محسوب ميگردد همواره در حال تغيير و تحول بوده و اين تغييرات از بدو پيدايي روسيه جديد به شكل بارزي نمايان است.(3)
روسيه جديد پس از فروپاشي شوروي در تعريفي ابتدايي كه از امنيت ملي خود به عمل آورد جهان را خالي از دشمن براي روسيه ديد و غرب را شريكي صادق براي رشد و توسعه و جبران عقبماندگيهاي روسيه يافت و احساس كرد كه با استفاده از حمايتهاي سياسي، اقتصادي و فني غرب به راحتي خواهد توانست ليبرال دموكراسي را در صحنه سياست و اقتصاد بازار را در صحنه اقتصاد اين كشور حاكم گرداند.(5)
بوريس يلتسين اولين رئيس جمهور روسيه جديد كه استحكام قدرت سياسي خود را پس از بمباران پارلمان اين كشور و كشتار مخالفان خود مديون حمايت غرب به خصوص آمريكا ميديد غرب را دوست استراتژيك و متحد بالقوه مسكو دانسته، خواستار آن ميشود كه با تشويق و گسترش كنفرانس امنيت و همكاري اروپا به حوزه كشورهاي مشتركالمنافع نوعي سازوكار امنيتي خاصي را در مديريت بحرانهاي قومي كشورهاي بازمانده از شوروي شكل دهند(6) زيرا كه در آن مقطع زماني مسأله اصلي روسيه و تهديد ملي براي اين كشور رشد بحرانهاي قومي، منازعات محلي، مقاومت بقاياي كمونيستها و عقبماندگي اقتصادي و تكنولوژيك محسوب ميشد و تصور بر آن بود كه از طريق همكاري كامل با آمريكا و اروپا، روسيه قادر خواهد بود بر اين بحرانها فائق آيد.
گسترش واگرايي در بين جمهوريهاي بازمانده از شوروي، گسترش بحرانهاي داخلي و منازعات قومي و محلي در فدراسيون روسيه و ديگر جمهوريها و گرايش كشورهاي اروپاي شرقي به سمت ناتو جهت يافتن تضمين لازم براي حفظ امنيت ملي و بقاي خود و بالاخره افزايش بحران اقتصادي روسيه باعث گرديد تا تصميمگيران اين كشور در مقابل تفكرات غربگرايان عقبنشيني كنند و تفسير و تحليل جديدي از مفهوم امنيت ملي و منافع ملي روسيه ارائه نمايند كه در اين تفسير، روسيه از اتكاي مطلق به غرب براي حل بحرانهاي خود و سرزمينهاي همجوار دوري جسته و تلاش نمود در قالب دكترين نظامي 1993 تعريف واقعبينانهتري از تهديدات امنيت ملي روسيه ارائه نمايد.(7)
دكترين نظامي 1993 روسيه كه در تاريخ 2 نوامبر اين سال به تصويب شوراي امنيت كشور رسيد ضمن تأكيد بر اين نكته كه در صحنه جهاني روسيه هيچ دشمني ندارد، هدف دكترين نظامي روسيه را حمايت از منافع ملي و جلوگيري از جنگ دانسته موارد زير را به عنوان تهديدات امنيت ملي روسيه شمارش مينمايد:
- استقرار نيروهاي نظامي در مرزهاي روسيه كه ميتواند همبستگي حاكم بر نيروهاي روسي را مختل كند؛
- ورود نيروهاي خارجي به اراضي كشورهاي همسايه؛
- آموزش نيروهاي مسلح در كشورهاي ديگر براي ورود به خاك روسيه و متحدان آن؛
- حمله به تأسيسات مرزي فدراسيون روسيه و متحدين آن براي ايجاد منازعات و درگيريهاي مرزي؛
- اقدام براي مداخله در عملكرد دستگاههاي روسي كه به پشتيباني نيروهاي هستهاي استراتژيك و فرماندهي و كنترل نظامي و نيز بخشهاي قضايي مشغول هستند.(8)
نكته مهم ديگري كه در اين سند آورده شده بود، موضوع استفاده ابتدايي از سلاح هستهاي براي تأمين امنيت ملي روسيه بود. اين بحث بر خلاف تعهدات شوروي سابق بود كه خود را به عدم استفاده ابتدايي از سلاح هستهاي مقيد ميكرد. ترك عدم تعهد به استفاده نكردن ابتدايي روسيه از سلاحهاي هستهاي در قالب بحث كاهش توان سلاحهاي متعارف روسيه پس از فروپاشي شوروي و ضرورت بهرهمندي روسيه از توان بازدارندگي ذكر گرديد.(9)
طرح اين موضوع كه ورود نيروهاي خارجي به اراضي كشورهاي همسايه (كشورهاي مشتركالمنافع) تهديد امنيت ملي روسيه محسوب ميشود موجب تقويت اين نظريه شد كه روسيه حوزه كشورهاي مشتركالمنافع را حوزه امنيتي خود ميداند و مرزهاي پيشين شوروي مرزهاي امنيتي روسيه محسوب ميگردد.
افزايش بحران اقتصادي روسيه در سالهاي 94-95 باعث گرديد تا رهبريت روسيه مجدداً سازوكارهاي نزديكي به غرب را اولويت قرار دهد با اين تفاوت كه اين بار در موضع پائينتري نسبت به اوايل فروپاشي شوروي در مقام تعامل با غرب و آمريكا برآمد. زيرا روسيه سال 95 به مراتب ضعيفتر از روسيه جانشين شوروي در سال 91 بود. نتيجه چنين رويكردي در صحنه عمل و رفتار آن بود كه روسيه مجبور بود به رغم اتخاذ مواضعي قدرتمندانه در سياستهاي اعلامي، رفتاري مغاير با آنها داشته باشد.
روسيه براي جبران موقعيت ضعيف شده تلاش نمود با تأكيد بر سازوكارهاي امنيتي از سازوكارهاي نظامي فاصله بگيرد و تلاش نمايد در محيط بينالمللي فضايي مناسب براي امنيت روسيه جستجو نمايد. حاصل اين تلاش انتشار سند مفهوم امنيتي روسيه در دسامبر 1997 ميباشد.
در اين سند، تهديد واقعي امنيت روسيه شرايط بالفعل و بالقوه منازعات مسلحانه موجود در فدراسيون روسيه و كشورهاي همسايه دانسته شده و مشكلات اقتصادي روسيه ريشه بنيادي معظلات و بحرانهاي سياسي تلقي گرديده است. اين سند پيگيري اصلاحات اقتصادي را مهمترين راهكار توسعه امنيت ملي دانسته و گسترش همكاري با آمريكا، اروپا، چين، ژاپن و هند مهمترين راه برقراري امنيت بينالمللي دانسته شده بود.(10) اما گسترش ناتو به شرق از طريق عضويت لهستان، مجارستان چك و آمادگي پذيرش عضويت جمهوريهاي شوروي سابق به ناتو باعث گرديد روسيه در رفتار خود با غرب و ناتو باز هم تجديد نظر نمايد و با حمله ناتو به يوگسلاوي همكاريهاي روسيه با ناتو متوقف شده، ناتو خطري براي امنيت روسيه دانسته شد و اين واقعيت تلخ براي روسيه روشن گرديد كه روسيه توانايي رقابت با غرب را در ارائه طرحهاي امنيتي ندارد و مجبور گرديد مجدداً در تفكر امنيت ملي خود تجديد نظر نمايد.
دكترين نظامي و امنيتي روسيه در سال 2009 (11)
روسيه در بحث تجديد نظر در تفكر امنيت ملي خود مجبور گرديد موضوع لغو پيمان ضد موشك بالستيك (ABM) توسط آمريكا را نيز مدنظر قرار دهد و اين واقعيت را بپذيريد كه ديگر نه تنها شريك برابر آمريكا نيست بلكه توازن هستهاي خود را هم در برابر آمريكا از دست داده است و مجبور است به جاي آن كه به دنبال توسعه امنيت ملي روسيه از طريق مشاركت در امنيت بينالمللي باشد امنيت ملي روسيه را در اولويت قرار دهد.
نتيجه عملي اين تغيير نگرش در سند معروف به دكترين نظامي جديد روسيه در 21 آوريل 2000 منتشر گرديد. دكترين نظامي جديد روسيه نوعي بازگشت به دكترين نظامي 1993 و احياي مفاد آن محسوب ميگردد. در اين سند روسيه ميپذيرد كه اين كشور با تهديدات جدي مواجه شده است و بايد در مقابل اين تهديدات ايستادگي كند و اتكاء به ايده همكاري با غرب نميتواند مشكل امنيت ملي روسيه را حل نمايد.
در اين سند تهديدات امنيت ملي روسيه در سه شكل تهديدات اصلي امنيت نظامي، تهديدات خارجي اساسي و تهديدات اساسي داخلي به تفصيل شمارش شدهاند.(14) در اين سند روسيه معتقد است كه به دليل تعقيب يك سياست خارجي فعال و حفظ سطح مناسبي از قدرت نظامي روسيه تهديد اصلي براي امنيت نظامي روسيه وجود ندارد و روسيه قادر است پاسخ نظامي مناسب را به هرگونه تهديد نظامي عليه روسيه بدهد. تجهيزات هستهاي روسيه نيز موجب بازدارندگي تهاجم هستهاي و غيرهستهاي به اين كشور ميشود. اما در اين زمان روسيه معتقد است كه ضمن عدم وجود تهديد اصلي عليه امنيت نظامي روسيه معهذا مجموعهاي از تهديدات خارجي و داخلي براي روسيه بطور جدي مطرح ميشود كه مهمترين آنها عبارتند از:
- ادعاهاي ارضي عليه فدراسيون روسيه؛
- ادعاهايي درباره مسائل داخلي روسيه
- ناديده گرفتن (يا نقض) منافع روسيه در حل مسائل امنيتي بينالمللي و مخالفت با تقويت روسيه به عنوان يكي از مراكز با نفوذ جهان چندقطبي؛
- منازعات مسلحانه و فراتر از همه درگيريهاي موجود در نزديكي مرزهاي روسيه و متحدان آن؛
- ايجاد گروهها و تشكيلات جديد در نيروهاي نظامي براي برهم زدن توازن موجود بين نيروهاي نظامي روسيه و متحدان آن در مقابل نيروهاي نظامي خارجي؛
- ايجاد بلوكها و اتحاديههاي نظامي عليه امنيت نظامي روسيه و متحدان آن؛
- لشكركشي نيروهاي خارجي (بدون مجوز شوراي امنيت سازمان ملل) به خاك كشورهاي مجاور و دوست روسيه؛
- تجهيزات پشتيباني و آموزش گروهها و واحدهاي مسلح به وسيله برخي از كشورها براي استقرار آنها در خاك روسيه يا متحدان آن جهت انجام عمليات نظامي؛
- حمله مسلحانه به تأسيسات نظامي روسيه مستقر در خاك دولتهاي خارجي و نيز به تأسيسات مستقر در مرزهاي روسيه و متحدان آن؛
- هدفگيري و تضعيف فعاليت سيستمهاي كنترل و فرماندگي نظامي روسيه؛
- عمليات خصمانه (اطلاعاتي، فني حرفهاي، رواني و غيره) عليه روسيه و متحدان آن؛
- تبعيض عليه حقوق، آزاديها و منافع قانوني شهروندان روسيه در خارج از كشور و سركوب آنها؛
- تروريسم.(13)
روسيه رفع تهديدات فوق را در چارچوب «تضمين امنيت نظامي روسيه» امكانپذير دانسته اعلام ميكند كه بدون تضمين امنيت نظامي روسيه قادر نخواهد بود در مقابل تهديدات خارجي و داخلي به بقاء، وحدت و تماميت ارضي ايستادگي كند؛ لذا در راستاي نيل به «تضمين امنيت نظامي» در سند دكترين نظامي جديد روسيه در قرن 21 آورده ميشود:
- در صورتي كه روسيه يا متحدان آن مورد تجاوز نظامي قرار نگيرند كشور روسيه آغازگر عمليات نظامي عليه هيچ كشوري نخواهد بود؛
- قدرت هستهاي خود را براي بازدارندگي در مقابل تجاوز به خود يا متحدانش حفظ ميكند؛
- براي ايجاد امنيت دستهجمعي در قالب دولتهاي مستقل مشتركالمنافع بر اساس انعقاد يك قرارداد امنيت دسته جمعي اولويت قائل است؛
- شريك تمام كشورهايي است كه نسبت به منافع و امنيت ملي روسيه طمعي ندارند و مغاير منشور ملل متحد عمل نميكنند؛
- به قراردادهاي موجود محدودسازي، كاهش و انهدام تسليحات پايبند است و به اجراي رژيمهاي مشخص شده بر اساس آن قراردادها كمك ميكند؛
- تعهدات خود درباره تسليحات تهاجمي استراتژيك و دفاع ضد موشك بالستيك را در چارچوب روابط متقابل با آمريكا و ديگر قدرتهاي هستهاي انجام ميدهد و براي كاهش بيشتر سلاحهاي هستهاي تا حداقل لازم جهت ثبات استراتژيك و موازنه تسليحات استراتژيك به مثابه ضامن باز نگشتن به مواجهه جهاني بين نيروها و رقابت تسليحاتي آماده است.
تغيير مجدد در دكترين نظامي روسيه
درخواست گرجستان براي عضويت در ناتو و پذيرش ابتدايي طرح اين درخواست در اجلاس بوخارست ناتو و برداشته شدن گامهايي براي قرار گرفتن گرجستان در شرايط «احتمال عضويت» در ناتو باعث گرديد تا روسيه امنيت ملي خود را از ناحيه قفقاز به شدت در خطر ببيند و عملاً براي رفع اين خطر از قواي نظامي خود استفاده كند و وارد جنگ عليه گرجستان شود.
تحولات قفقاز ناشي از جنگ روسيه و گرجستان باعث شد تا شرايط ژئوپليتيكي قفقاز جنوبي تغييرات عميقي يابد و اين تغييرات، درياي سياه و جناح شرقي ناتو را هم تحت تأثير قرار داد. روسيه هر چند در عمليات نظامي خود عليه گرجستان پيروزي بدست آورد اما از ديد تيزبين استراتژيستها و كارشناسان نظامي عمليات نظامي روسيه عملياتي سنگين و پرهزينه بوده كه در مقابل نيروي ضعيف گرجستان بسيار بيشتر از آن چه ضروري بود هزينه كرد.
در كنار موضوع حمله نظامي روسيه به گرجستان بحث استقرار سامانه دفاع موشكي آمريكا به بهانه احتمال خطر توانمندي موشكي ايران عليه متحدين آمريكا (هر چند در حال حاضر موضوع استقرار اين سامانه از جانب آمريكا منتفي اعلام شده است) روسيه را به اين نتيجه رساند كه هدف اصلي استقرار سامانه دفاع موشكي از بين بردن قدرت پاسخ استراتژيك روسيه ميباشد كه در نهايت ثبات استراتژيك و موازنه تسليحات استراتژيك را هدفگيري نموده است.
روسيه در كنار تهديد گسترش ناتو كه مرزهاي غربي روسيه را تهديد ميكند خود را با دو خطر عمده ديگر در دو جبهه غرب و شرق مواجه ميبيند:
1ـ تهديد جنوبي: يعني گسترش اسلام به سمت مركز روسيه در اشكال مختلف مانند تغيير بافت جمعيتي روسيه(14) و گسترش اسلامگرايي (راديكال يا معتدل) در جمهوريهاي خودمختار روسيه.
2ـ تهديد شرقي: گسترش چين به سمت غرب و مهاجرت چينيها به سيبري كه شرق روسيه را از جمعيت روستبار خالي و نژاد زرد را جايگزين نموده است.
در اين تصوير كلان، روسيه خود را از سه جبهه شرق، جنوب و غرب در تهديد ميبيند؛ لذا در صدد بر ميآيد كه دكترين امنيت ملي و دكترين نظامي خود را روزآمد كند. در اين راستا، ابتدا در 13 مه سال جاري (2009) ديميتري مدوديف رئيس جمهور فدراسيون روسيه حكم مربوط به «استراتژي امنيت ملي روسيه تا سال 2020» را با هدف هماهنگ نمودن تلاشهاي ارگانهاي فدرال قوه مجريه، ارگانهاي حكومتي زير مجموعههاي فدراسيون روسيه، سازمانها و شهروندان فدراسيون روسيه در تأمين امنيت ملي را تأييد نمود.(15) و به دنبال استراتژي امنيت ملي موضوع دكترين جديد نظامي روسيه مطرح گرديد كه در حال آماده شدن است.
دكترين جديد نظامي روسيه نميتواند قبل از اعلام شدن استراتژي جديد ناتو كه در حال تدوين شدن است بطور كامل اعلام گردد لذا روسيه بايد منتظر بماند تا ابتدا استراتژي نوين ناتو اعلام گردد. البته همان گونه كه گفته شد روسيه فقط خود را از جبهه ناتو در تهديد نميبيند بلكه تهديدهاي نوظهور جنوبي و شرقي هم براي روسيه تهديداتي جدي محسوب ميگردند.
با توجه به نوع تهديدات جديد و مفاد دكترين نظامي روسيه به نظر ميرسد روسيه تكيه بيشتري را به كاربرد احتمالي جنگ افزارهاي هستهاي خود در دكترين جديد نظامي داشته باشد و همانند فرانسه و آمريكا در مسير گسترش عمودي سلاحهاي هستهاي و مشروعيت بخشي به ضربه اول هستهاي براي مقابله با تهديدات نظامي غيرمتقارن حركت كند.
در اين رابطه نيكلاي پاتروشف دبير شوراي امنيت فدراسيون روسيه در مصاحبه با ايزوستيا ميگويد:(16)
«در خصوص مادهاي كه در آن به امكان استفاده از تسليحات هستهاي اشاره شده است بايد گفت كه اين بخش از دكترين نظامي به خاطر حفظ موفقيت هستهاي بودن قدرت روسيه تنظيم شده كه ميتواند با انجام اقدامات باز دارنده هستهاي در برابر دشمنان بالقوه از بروز تهاجمات عليه روسيه و متحدان آن جلوگيري بعمل آورد. … شرايط استفاده از تسليحات هستهاي در حين دفع تهاجم با بهرهگيري از تسليحات تهاجمي معمولي نه تنها در مقياس گسترده بلكه در سطح منطقهاي و حتي جنگهاي داخلي نيز هماهنگ شده است».
و بالاخره آن كه پاتروشف با بيان اين كه نتايج تحليل اوضاع نظامي استراتژيكي در جهان و دورنماي توسعه آن تا سال 2020 نشان دهنده تحول آن از مناقشات گسترده نظامي به جنگهاي منطقهاي و مناقشات مسلحانه است اضافه كرد:
… امكان استفاده از سلاح هستهاي با توجه به شرايط، اوضاع و نيات دشمن بالقوه در نظر گرفته شده است. در شرايطي كه وضعيت براي امنيت ملي حاد تلقي شود ضربات از جمله بازدارنده هستهاي عليه مهاجمين نيز احتمال داده شده است.(17)
يادداشتها:
1ـ خبرگزاري «ريانوستي» روسيه 22 مهر ماه 1388.
(http://pe.rian.ru/articles/2009/1014/123500923)
2ـ دكترينهاي نظامي تغيير يافته عبارتند از: دكترين نظامي 1993- دكترين نظامي 1997 – دكترين نظامي 2000 و دكترين نظامي 2010.
3ـ منظور از گسترش عمودي سلاحهاي كشتار جمعي نوسازي و طراحيهاي جديد براي چگونگي كاربرد احتمالي آنها در جنگهاي عادي است و گسترش افقي اشاعه سلاحهاي هستهاي و ورود كشورهاي جديد به كلوپ دارندگان سلاح هستهاي است.
4ـ جهت اطلاعات بيشتر به مقاله نگارنده با عنوان رفتار شناسي روسيه در عرصه تحولات جديد بينالمللي است كه در شماره 3 پاييز 1382 فصلنامه سياست خارجي منتشر شده مراجعه شود.
5ـ آندره كوزيروف، همكاري در امر برقراري صلح، مجله مطالعات آسياي مركزي و قفقاز، سال دوم، شماره 3، (زمستان 1372)، ص 200-195.
6ـ آندره كوزيروف، مشاركت يا صلح سرد، ترجمه بدرالزمان شهبازي، مجله مطالعات آسياي مركزي و قفقاز، سال چهارم، شماره 14، ص 14-13.
7ـ جيوتسنابكشي، تداوم و تغيير در امنيت ملي و دكترين نظامي روسيه، ترجمه علي بختياري پور، نگاه، سال دوم، شماره 20، (اسفند 1380)، ص 27 و 28.
8ـ همان، ص 28.
9ـ همان، ص 29.
10ـ همان، ص 29.
11ـ ترجمه كامل متن دكترين نظامي جديد روسيه در مجله نگاه، ويژهنامه روسيه، (سال دوم، شماره 20، اسفند 1380)، ص 37 تا 50 به چاپ رسيده است.
12ـ مراجعه شود به متن سند دكترين نظامي جديد روسيه.
13ـ همان.
14ـ آمارهاي مختلفي در اين ارتباط وجود دارد و بعضاً گفته ميشود كه در هر سال 700 هزار نفر از جمعيت روسيه كم ميشود و با توجه به نوع و تركيب جمعيت اقوام مختلف در صد روس تباران نسبت به ديگر اقوام از جمله مسلمانان در حال كاهش است و اگر با همين نرخ جمعيت روس تبار كاهش يابد در سال 2025 جمعيت مسلمانان روسيه با جمعيت روستبار برابر خواهند شد.
15ـ خبرگزاري «ريانوستي» روسيه 13 مي 2009.
16ـ خبرگزاري «ريانوستي» روسيه 14 اكتبر 2009.
17ـ همان.

[...] The busiest day of the year was September 20th with 27 views. The most popular post that day was دكترين نظامي روسيه گزينه جديد 2010. [...]
بازتاب توسط 2010 in review « Seyed Rasoul Mousavi — ژانویه 2, 2011 @ 6:27 ب.ظ.